تبليغاتX
مهدی کاظمی ( تحلیل های روزانه ) - امر استعلایی گریز ناپذیر است ؟

مهدی کاظمی ( تحلیل های روزانه )

تحلیل های روزانه مهدي كاظمي درباره سياست ، اجتماع ، فرهنگ و زندگي

امر استعلایی گریز ناپذیر است ؟

من نمي دانم  اين گفتگوي در گرفته ميان من و میثم  عزيز ثمربخش است يا نه. فضاي مجازي با وجود تمام قوت ها ، مبتني بر نوشتار است .و گفتارها چون در قالب مفاهيم در مي آيند و نظم مي گيرند در بيشتر مواقع ناتوان از انتقال داده هاي ذهني هستند لذا، ابهام بطور مضاعف استمرار مي يابد بالاخص اينكه موضوع بحث امري فلسفي باشد. همچنين ، نمي دانم آيا مي توان بطور مستقيم از دانش فلسفه براي توصيف و تحليل صريح رويدادهاي سياسي و فرهنگي استفاده كرده يا نه؟ اما، شايد اين رويدادها بهانه اي باشد براي تمرين گفتگو ، ايجاد ذوق و شوق براي نوشتن در وانفساي بي اميدي . و اما، چند نكته در مورد ياداشت دوست عزيز به نظرم رسيد كه نيازمند توضيح است.

قبل از هرچيز مي پذيرم كه برداشت من از «اسلام » و تصويري كه از پيامبر دارم اندكي نخبه گرايانه است اما ، نخبه گرايانه نه به معناي روشنفكرانه . بلكه اشاره من به ابتناء آن به نص است در برابر مشهورات زمانه.و اما، نكاتي در مورد امر استعلايي و فلسفه هگل.

  1. امر استعلایی گریز ناپذیر است؟

هدف من از بيان ديدگاه هاي هبوم ، كانت و نيچه نشان دادن اين نكته بود كه امر استعلايي چگونه در انديشه آنها شكل مي يابد. در مورد نيچه هم بايد نكته اي را اضافه كنم كه جايش خالي بود. نيچه كه خود بر ضد امر استعلايي قيام مي كند به بازتوليد امر استعلايي به شكل ديگر كمك مي نمايد. اگر در كانت و هگل ، عقل استعلايي و مطلق مبناي متافيزيكي انديشه را شكل مي دهند مفهوم قدرت در انديشه نيچه چنين وجهي مي يابد به نحوي كه در  آثار انديشه ورزاني مانند فوكو، قدرت عملا" كارويژه اي متافيزيك مي يابد لذا، وقتي از فوكو درخواست مي شود كه قدرت را تعريف كند وي ناتوان از اين مساله مي گردد زيرا قدرت به مثابه امري متافيزيكي كليت وجود و روابط مادي ما را در برگرفته است و قابل تعريف نيست و تنها با ترسيم و توصيف مي توان وجود آن را نشان داد. همان كاري كه فوكو در تاريخ نگاري هاي خود انجام مي دهد. در واقع ، در فلسفه هاي جديد زبان ، قدرت يا فرهنگ به مثابه امر كلي عمل انساني را شكل مي دهند و عملا" نقشي متافيزيكي مي يابند . اين نشانه مرا به اين باور رسانده است كه فرار از متافيزيك در اشكال مختلف آن ممكن نيست و عملا" نفي يك متافيزيك ، به توليد شكل جديدي از آن مي انجامد . با توجه به اين اوصاف احساس مي كنم گريز از انديشه متافيزيكي و استعلايي تا حد زيادي ممكن نباشد و تنها اشكال ظهور آن تغيير مي يابد.

هویت ناب ممکن است ؟

در مورد " لا" در اندیشه هگل فکر می کنم یکی از نکات مثبت دیدگاه های وی تاکید بر هویت غیر ناب است. هگل امر ناب را انتزاعی می داند که ساخته مفاهیم ذهنی است لذا، " لا " بدون " آری گفتن " به هستی ممکن نیست. کاپلستون در تفسیری از این موضوع می گوید که دیالکتیک هگل مبتنی بر سه مفهوم " هستی " ، " نیستی "و " شوند " است. از نظر هگل مفهوم هستی ناب نامتعین بوده اگر بکوشیم  به مفهوم هستی ناب بی هیچ تعینی در ذهن بندیشیم به هیچ چیز نیندیشیده ایم. ذهن در این حرکت از هستی به نیستی گذر می کند و این گذرهای پیاپی از هستی به نیستی و بالعکس را ، هگل " شَوَند " می نامد.« بنابراین ، هستی را می باید شوند انگاشت . به عبارت دیگر ، مفهوم مطلق همچون هستی ، برابر است با مفهوم مطلق همچون شَوَند ، [ یعنی ] همچون فرایندی از خود – پروری ».[1]

لذا، با این تفسیر شدن صرفا" انکار نیست بلکه نیازمند تائید نیز هست و اساسا" غیر قابل تفکیک است . من نیز بدان خاطر بر "لا"  تاکید کردم که شما "لا" گویی پیامبران را به مثابه امری منفی نمایش داده بودید در حالی که "لا" خود جزئی از " آری " است.با این تفاسیر با کلام شما موافق هستم که

... شدن تنها در «لا» متجسم نیست، «آری» را نیز در بر دارد. و به نظر من وقتی صحبت از «روح» به میان می‌آید، منظور آن است که این دو جنبه، با هم در نظر گرفته شوند. منظور آن است که اصالتِ «روح» (که بافته‌ای از «آری-نه» است) جلوه‌گر شود. منظور آن است که بفهمیم همه‌ی «آری»ها و همه‌ی «نه»ها، تنها در انتزاع ذهنی و با فاصله گرفتن از واقعیت است که حضور دارند. واقعیت یک «روح» است. «نه»، به تنهایی قادر به هویت‌سازی نیست، نیاز به «آری» دارد.

  1. عقل به مثابه امر قدسی !

تنها نکته ای که می خواهم در این باره بگویم این است که عقلانیت روشنفکری تلاش دارد حقایق را در قالب مفاهیم بریزد و دراین ادعاد ، از موضعی غیر انتقادی نسبت به خود با ایمان دینی برخورد می کند. اگر می گویم عقل ، امرقدسی شده است به معنای این نیست که همانند امر دینی است . بلکه منظور اینست که موضع غیر انتقادی که امر قدسی به خود اختصاص می دهد در مباحث روشنفکران بازتولید می شود . اینبار ، عقل می باشد که در چنین موضعی می نشیند وعملا" به داور بی چون و چرای حقایق تبدیل می شود.

 

سوابق:

1-      اسلام و ایده‌ی هگلی (وبلاگ ياداشت هاي يك معترض)

2-      تصاویر برآمده از کنش ماست (وبلاگ مهدی کاظمی)

3-      مسلمانان و امر قدسی  (وبلاگ ياداشت هاي يك معترض)

4-      مسلمانان و امر قدسي : نگاه دوباره (وبلاگ مهدی کاظمی)

5-      بت ها و خدا(وبلاگ ياداشت هاي يك معترض)



[1] - کاپلستون،ج 7، ص 193

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت   توسط مهدي كاظمي  |