پنجمین همایش حقوق بشر دانشگاه مفید
پنجمین همایش بین المللی حقوق بشر دانشگاه مفید« صلح ، حقوق بشر و دین » عنوان پنجمین همایش دوسالانه دانشگاه مفید بود که در روزهای چهارشنبه و پنج شنبه هفته پیش (23 و 24 اردیبهشت 1388 )برگزار شد.همایش های بین المللی حقوق بشر دانشگاه مفید از 10 سال پیش و به صورت دوسالانه برگزار می گردد.امسال نیز همایش توسط مرکز مطالعات حقوق بشر دانشگاه مفید و با همکاری « برنامه عمران ملل متحد در ایران » برگزار گردید.همایش امسال در دو تالار برگزار گردید. که در تالار اول ، مباحث حول رابطه ادیان و صلح سازمان یافته بود و در تالار دوم، بیشتر مقالات ارائه شده دز زمینه نسبت دموکراسی ، صلح و حقوق بشر ارائه شد. نکته متمایز همایش دوسالانه امسال دبیر همایش بود. برخلاف همایش های گذشته، دبیر همایش بیشتر چهره ای سیاسی و نه علمی بود یعنی دکتر محمد جواد ظریف .
با توجه به گرایش مطالعاتی شخصی ام بیشتر وقت من به شنیدن سخنرانی های تالار شماره دو اختصاص یافت و تنها فرصت شنیدن مقاله دکتر حقیقت در تالار شماره یک را که به موضوع « صلح جهانی : مقایسه ای بین دیدگاه کانتی و اسلامی » اختصاص یافته بود، بدست آوردم.در مورد مقالات علمی که توجه من را به خود جلب کرد، بایستی ابتداء از مقاله دکتر قزلسفلی یاد کنم. دکتر قزلسفلی در مقاله خود خواهان ایجاد « اخلاق صلح در جهانی با صداهای متفاوت » بود. از نظر وی حیات سیاسی در قرن بیستم تحت تاثیر سه ایدئولوژی کلان ناسیونالیسم، دموکراسی و سرمایه داری آزاد بود که با چالش امپریالیسم، فاشیسم و کمونیسم مواجه شدند، که باعث ناکارآمدی آنها گردید. در مقابل بایستی تلاش کرد که نوعی « اخلاق صلح » را جایگزین این ایدئولوژی های سیاسی نمود.چنین اخلاقی بر « گفت و گوی پایدار، تاکید بر فهم هرمنوتیک تاریخی ، مشارکت بین تمدنی و سرانجام خواست صلح به مثابه فضیلت خواهی جهان شمول » استوار است. راهکارهای تحقق چنین وضعیتی ایجاد « اقتصاد حداقلی ، احساس مسئولیت در برابر رفاه دیگران، تعهد به برابری ، احترام به دیگران ، پایبندی به عدم خشونت و ... » است. ایده « اخلاق صلح » با مشخصات گفته شده، نوعی جامعه آرمانی را تصویر می کشد، که به شدت انتزاعی و با واقعیت های عملی زندگی و پیچیدگی های آن در تضاد است. پیچیدگی های که به شیوه های مختلف مانع گفتگو می گردد. از سوی دیگر، چنین آرمانی خود نوعی متافیزیک و روایت کلان جدید است که احتمالا" چندان با کثرت گرایی ناب همنشین نخواهد بود. در واقع، هر نوع روایت کلانی تنها با حذف و به حاشیه رانی بخشی از صداهای موجود می تواند هژمونی و سلطه خود را در فضای معنایی زندگی انسانی محقق سازد. نکته دیگری که در طرح دکتر قزلسفلی چندان به آن توجه نشده است، موضوع طرف های گفتگو است. گفتگوی پایدار نیازمند سخن وران و گفتگو کنندگان است. اما، این گفتگو کنندگان چه کسانی خواهند بود : فرهنگ ها یا افراد به مثابه سوژه های عقلانی . با توجه به مضمون مقاله برداشت من آن بود که در نوشتار وجود انسان های عاقل که قادر به هدایت گفتگوی خردمندانه با یکدیگر می باشند فرض گرفته شده است. در واقع، با چنین فرضی ما در افق فلسفه مدرن وارد می شویم. اما، نکته در همین جاست که چنین تصوری از فرد یکی از موضوعات کلیدی نقد مدرنیته و فلسفه عصر روشنگری است. از نظر این دسته منتقدان ، چنین برداشتی از انسان مبتنی بر نگرشی اروپامحورانه بوده تعمیم آن به مثابه سرشت نوع بشر عملی قوم مدرانه است. در صورت درستی این نقد، چنین نگرش انسان شناختی چگونه می تواند باب گفتگو را میان جوامع مختلف انسانی بگشاید. در نهایت اینکه، توصیه های مقاله برای ایجاد گفتگوی پایدار بیش از هر چیز یادآور نوعی نگرش لیبرالی به دولت می باشند و کمتر وجه فلسفی داشته از تبیین بسترهای سازنده گفتگو به مثابه کنشی فرهنگی و زبانی ناتوان است.
موضوع دموکراسی توافقی یا اجماعی و نقش آن در ایجاد صلح در جوامع چند قومی در دو مقاله از همایش مورد توجه قرار گرفته شده بود. دکتر ستار عزیزی ، موضوع دموکراسی توافقی را با مقایسه کشورهای بوسنی و هرزگوین و عراق طرح نمود. مقاله دوم نیز در این زمینه توسط دکتر خلیل الله سردارنیا ارائه شد. دموکراسی اجماعی برچند نکته کلید تمرکز دارد: فرآیندهای تقسیم قدرت، ایجاد دولت ائتلافی فراگیر از اقوام مختلف ، وجود حق وتو برای گروه های قومی اقلیت و رد دموکراسی اکثریت گرا. در مقاله دکتر عزیزی شاهد مقایسه وضعیت دو کشور بوسنی و عراق می باشیم که با وجود اشتراکاتی همچون وجود سه گروه قومی ، ساختار اداری تفکیک شده به دو ناحیه ( صربسکا/ بوسنی ، حکومت خودمختار کردستان / حکومت مرکز ) ، اما مدل تقسیم قدرت در این دو کشور متمایز است: در بوسنی پست های سیاسی میان اقوام به تساوی توزیع شده است و در عراق تناسبی. در مقاله دکتر سردار نیا نیز بیش از هر چیز بر ادبیات نظری دموکراسی اجماعی تاکید شد. وی از نوسازی شتابان به عنوان عامل خشونت یاد کرده، که بایستی به تدریج تحقق یابد.همچنین، توزیع مناسب فرصت هامادی باعث کاهش خشونت می گردد. پیشنهاد سردار نیا در مورد کاربست دموکراسی اجماعی به صورت تعدیل شده بود.
در حوزه نسبت ادیان و صلح ، یکی از نکات کلیدی بحث « جهاد » و نسبت آن با « صلح و حقوق بشر » می باشد، که مورد توجه بعضی پژوهشگران قرار گرفته بود. مقاله دکتر حقیقت که عنوان « صلح جهانی : مقایسه ای بین دیدگاه کانتی و اسلامی » را به خود اختصاص داده بود.فرضیه کلیدی مقاله بر این نکته تاکید دارد که میان صلح گرایی کانت و مبانی اسلامی مشابهت های زیادی ( و در عین حال تفاوت های ) وجود دارد. منظور دکتر حقیقت از دیدگاه اسلامی ، نظریه وی تحت عنوان « نظریه همروی Confluence theory » است. نظریه همروی بر این اصل موضوعه بنیان نهاده شده است که میان ادله متنی و فرامتنی تعامل و همروی وجود دارد. با وجود اینکه مقاله دکتر حقیقت یکی از مقالات شاخص همایش بود، که بر یک نظریه ابتکاری یعنی « همروی » بنیان نهاده شده بود، اما شیوه اداره جلسه به سمتی رفت که امکان طرح دقیق مباحث از نشست ستانده شد. و عملا" فرصت کافی برای روشن سازی جوانب نظریه فراهم نگردید.
با توجه به گرایش مطالعاتی شخصی ام بیشتر وقت من به شنیدن سخنرانی های تالار شماره دو اختصاص یافت و تنها فرصت شنیدن مقاله دکتر حقیقت در تالار شماره یک را که به موضوع « صلح جهانی : مقایسه ای بین دیدگاه کانتی و اسلامی » اختصاص یافته بود، بدست آوردم.در مورد مقالات علمی که توجه من را به خود جلب کرد، بایستی ابتداء از مقاله دکتر قزلسفلی یاد کنم. دکتر قزلسفلی در مقاله خود خواهان ایجاد « اخلاق صلح در جهانی با صداهای متفاوت » بود. از نظر وی حیات سیاسی در قرن بیستم تحت تاثیر سه ایدئولوژی کلان ناسیونالیسم، دموکراسی و سرمایه داری آزاد بود که با چالش امپریالیسم، فاشیسم و کمونیسم مواجه شدند، که باعث ناکارآمدی آنها گردید. در مقابل بایستی تلاش کرد که نوعی « اخلاق صلح » را جایگزین این ایدئولوژی های سیاسی نمود.چنین اخلاقی بر « گفت و گوی پایدار، تاکید بر فهم هرمنوتیک تاریخی ، مشارکت بین تمدنی و سرانجام خواست صلح به مثابه فضیلت خواهی جهان شمول » استوار است. راهکارهای تحقق چنین وضعیتی ایجاد « اقتصاد حداقلی ، احساس مسئولیت در برابر رفاه دیگران، تعهد به برابری ، احترام به دیگران ، پایبندی به عدم خشونت و ... » است. ایده « اخلاق صلح » با مشخصات گفته شده، نوعی جامعه آرمانی را تصویر می کشد، که به شدت انتزاعی و با واقعیت های عملی زندگی و پیچیدگی های آن در تضاد است. پیچیدگی های که به شیوه های مختلف مانع گفتگو می گردد. از سوی دیگر، چنین آرمانی خود نوعی متافیزیک و روایت کلان جدید است که احتمالا" چندان با کثرت گرایی ناب همنشین نخواهد بود. در واقع، هر نوع روایت کلانی تنها با حذف و به حاشیه رانی بخشی از صداهای موجود می تواند هژمونی و سلطه خود را در فضای معنایی زندگی انسانی محقق سازد. نکته دیگری که در طرح دکتر قزلسفلی چندان به آن توجه نشده است، موضوع طرف های گفتگو است. گفتگوی پایدار نیازمند سخن وران و گفتگو کنندگان است. اما، این گفتگو کنندگان چه کسانی خواهند بود : فرهنگ ها یا افراد به مثابه سوژه های عقلانی . با توجه به مضمون مقاله برداشت من آن بود که در نوشتار وجود انسان های عاقل که قادر به هدایت گفتگوی خردمندانه با یکدیگر می باشند فرض گرفته شده است. در واقع، با چنین فرضی ما در افق فلسفه مدرن وارد می شویم. اما، نکته در همین جاست که چنین تصوری از فرد یکی از موضوعات کلیدی نقد مدرنیته و فلسفه عصر روشنگری است. از نظر این دسته منتقدان ، چنین برداشتی از انسان مبتنی بر نگرشی اروپامحورانه بوده تعمیم آن به مثابه سرشت نوع بشر عملی قوم مدرانه است. در صورت درستی این نقد، چنین نگرش انسان شناختی چگونه می تواند باب گفتگو را میان جوامع مختلف انسانی بگشاید. در نهایت اینکه، توصیه های مقاله برای ایجاد گفتگوی پایدار بیش از هر چیز یادآور نوعی نگرش لیبرالی به دولت می باشند و کمتر وجه فلسفی داشته از تبیین بسترهای سازنده گفتگو به مثابه کنشی فرهنگی و زبانی ناتوان است.
موضوع دموکراسی توافقی یا اجماعی و نقش آن در ایجاد صلح در جوامع چند قومی در دو مقاله از همایش مورد توجه قرار گرفته شده بود. دکتر ستار عزیزی ، موضوع دموکراسی توافقی را با مقایسه کشورهای بوسنی و هرزگوین و عراق طرح نمود. مقاله دوم نیز در این زمینه توسط دکتر خلیل الله سردارنیا ارائه شد. دموکراسی اجماعی برچند نکته کلید تمرکز دارد: فرآیندهای تقسیم قدرت، ایجاد دولت ائتلافی فراگیر از اقوام مختلف ، وجود حق وتو برای گروه های قومی اقلیت و رد دموکراسی اکثریت گرا. در مقاله دکتر عزیزی شاهد مقایسه وضعیت دو کشور بوسنی و عراق می باشیم که با وجود اشتراکاتی همچون وجود سه گروه قومی ، ساختار اداری تفکیک شده به دو ناحیه ( صربسکا/ بوسنی ، حکومت خودمختار کردستان / حکومت مرکز ) ، اما مدل تقسیم قدرت در این دو کشور متمایز است: در بوسنی پست های سیاسی میان اقوام به تساوی توزیع شده است و در عراق تناسبی. در مقاله دکتر سردار نیا نیز بیش از هر چیز بر ادبیات نظری دموکراسی اجماعی تاکید شد. وی از نوسازی شتابان به عنوان عامل خشونت یاد کرده، که بایستی به تدریج تحقق یابد.همچنین، توزیع مناسب فرصت هامادی باعث کاهش خشونت می گردد. پیشنهاد سردار نیا در مورد کاربست دموکراسی اجماعی به صورت تعدیل شده بود.
در حوزه نسبت ادیان و صلح ، یکی از نکات کلیدی بحث « جهاد » و نسبت آن با « صلح و حقوق بشر » می باشد، که مورد توجه بعضی پژوهشگران قرار گرفته بود. مقاله دکتر حقیقت که عنوان « صلح جهانی : مقایسه ای بین دیدگاه کانتی و اسلامی » را به خود اختصاص داده بود.فرضیه کلیدی مقاله بر این نکته تاکید دارد که میان صلح گرایی کانت و مبانی اسلامی مشابهت های زیادی ( و در عین حال تفاوت های ) وجود دارد. منظور دکتر حقیقت از دیدگاه اسلامی ، نظریه وی تحت عنوان « نظریه همروی Confluence theory » است. نظریه همروی بر این اصل موضوعه بنیان نهاده شده است که میان ادله متنی و فرامتنی تعامل و همروی وجود دارد. با وجود اینکه مقاله دکتر حقیقت یکی از مقالات شاخص همایش بود، که بر یک نظریه ابتکاری یعنی « همروی » بنیان نهاده شده بود، اما شیوه اداره جلسه به سمتی رفت که امکان طرح دقیق مباحث از نشست ستانده شد. و عملا" فرصت کافی برای روشن سازی جوانب نظریه فراهم نگردید.
در مجموع، در همایش پنجم 28 مقاله ارائه و 2 میزگرد برگزار گردید. بطور اجمالی ارزیابی من از مقالات ارائه شده در تالار شماره دو چندان مطلوب نیست. و اکثر مقالات ارائه شده از کیفیت خلاقانه کافی برخوردار نبودند.در هر حال همایش پنجم با فراز و نشیب های خاص خود پایان یافت و حال بیشتر می توان در مورد آن به قضاوت نشست.
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت   توسط مهدي كاظمي
|
